بسم الله الرحمن الرحيم
روز نوزدهم بهمن ماه بود . بهمن سال شصت و يك . عمليات والفجر 1 . با سيد محمود نشسته بوديم توي سنگر .
يكدفعه سيد بدون مقدمه گفت :" من امروز شهيد مي شم !" قبل از اينكه جمله اش تمام شود ، يك تركش آمد خورد بهش ! چهارشاخ مانده بودم و با دهان باز نگاهش مي كردم . همه چيز سريع اتفاق افتاد .
هليكوپتر آمد و او را به عقب منتقل كرديم . توي هليكوپتر ، روي برانكارد دراز كشيده بود . ديدم مثل كسي كه مي خواهد به فرد مهمي احترام كند ، بلند شد و دستش را روي سينه اش گذاشت و گفت :"آقا سلام عليكم" اين اتفاق سه بار افتاد ... سه بار سلام كرد ... به كي ؟ نمي دانم .
همان روز شهيد شد ... .
پينوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا ندارد !