تبليغاتX
...طلبگي

بسم الله الرحمن الرحيم

امروز ، قم اولين صبحش را بدون نفس هاي متبرك "آية الله بهجت" آغاز كرد ...
قصد داشتم خاطره اي ديگر از طلاب شهيد نقل كنم ، اما سنگيني مصيبت پيش آمده زانوان قلم را سست مي كند ... به همين خاطر از يكي خاطرات نقل شده در سال 86 كه در ان اشاره اي هم به كرامتي از "آية الله بهجت" شده بود را لينك مي كنم تا دوستاني كه احياناً ان خاطره را نخوانده اند استفاده كنند.

طلبه شهيد1
طلبه شهيد 2
طلبه شهيد 3
طلبه شهيد4
طلبه شهيد 5
طلبه شهيد6
طلبه شهيد7

طلبه شهيد 8

پينوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدايا بار ديگر آسمان شكافت و ستاره اي از زمين به ملكوتت اوج گرفت .
خدايا در اين تاريكي و ظلمات دنيا انصاف نيست كه چراغ هاي راه ما خاموش شوند.
خدايا ستاره هاي باقي مانده را برايمان حفظ كن.
آمين

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت 9:22 توسط طلبه |

بسم الله الرحمن الرحیم
از این که می دیدم درسش را رها کرده و آمده جبهه تاسف می خوردم .با آن هوش سرشاری که داشت می توانست مدارج علمی را در مدت کوتاهی طی کند ، اما ... . چند باری نصیحتش کردم که سراغ درسش برود . به خیال خودم می گفتم :"حیف داداش حسن است که درس نخواند! حیف هوش و استعداد حسن است"
آن روز در پادگان دوکوهه اخرین باری بود که نصیحتش کردم! وقتی دوباره گفتم که برود سراغ درسش و  قدر استعدادش را بداند ، عصبانی شد و گفت :" داداش! تو که در شهر زندگی مرا دیده ای. من به خاطر معشوقم چهل روز بدون سحری روزه گرفتم و قبل از افطار پای برهنه از حوزه المهدی مشهد تا حرم پیاده رفتم و از  امام رضا (ع) شهادت خواستم . آن قدر این جا می مانم تا مزدم را بگیرم !"
حسن سرانجام در بیست و هفتم بهمن شصت و چهار در عملیات والفجر هشت در فاو مزدش را گرفت....
پینوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در وصیت نامه اش نوشته بود :"پدر عزیز و مادر گرامی هدفم از آمدن به مشهد برای درس خواندن نبود. آمدم تا یک پیش مقدمه ای برای شهادت آماده کنم و چون خیلی کثرت گناه کمرم را خم کرده است از خدا می خواهم که هنگام شهادت با سخت ترین وضع جانم را از جسم ناسوتیم جدا کند که دیگر طاقت فراق از معبود را ندارم و نمی توانم بیشتر از این از او دور باشم."
خدا می داند چه استعداد های درخشانی چون حسن برای حفظ این آب و خاک به خاک افتادند...
آن قدر برای شهادت نذرهای سخت کرد و به جا آورد تا خدا حقیقتاً مزدش را داد... .
دوری از معشوق ما را هم آزار می دهد که برای وصالش ...
شهید حسن سربندی فراهانی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/02ساعت 20:51 توسط طلبه |